قهرمان ميرزا عين السلطنه
1240
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
چهارشنبه 12 - از جيره دادن كه خبرى نيست . فوج قزوين را براى فرستادن استراباد خواسته بودند . گفتند سه هزار تومان از مواجب خود تقديم كردند كه اين سفر را نروند و مرخص شدند . وضع قزوين حاجى سيد جمال در قزوين پس از آمدن ما معركه كرده قريب ده بيست خانه را به تهمت اينكه در آنجا فاحشه هست خراب كرده چندين دفعه هم به حكم آقا مرده در بازار از بابيهء آنجا جارها زده و تهديدات كردهاند . نزاعها زياد هم شده ، خيلى اغتشاش دارد . اين حاجى سيد جمال جوان است . ظاهر خوبى دارد . هيكل و بشرهء خود را هم طورى مىسازد كه مهيب بهنظر بيايد . مثلا در قنوت ماه رمضان در ميان مسجد شاه در حالىكه هزار نفر زن و مرد اقتدا كرده بودند دو ساعت گريه مىكرد و بعد از نماز مغشى عليه مىافتاد . كمتر روزى بود كه در قنوت دو ساعت گريه نكند . كارهاى صعب و سختى داشت . . . چندى نخواهد گذشت كه در قزوين از ملا عبد الله در همدان خواهد گذشت و اغتشاشات خواهد كرد . حكومت ملاير - مادام چلو حكومت ملاير را به شاهزاده مشكوة الدوله ابراهيم ميرزاى ديوانه دادند . شرح احوال اين شاهزادهء ديوانه را مكرر در روزنامههاى سابق نوشتهام . وقتى مغازه باز كرده بود مردم اسمش را « مادام چلو » بر وزن « مادام پلو » مشهور كه تمام پول ايران را برد گذاشته بودند . همشيرهء عيال صدراعظم زن اوست . وضع حكومت اين با شرارت و استقلال سيف الدوله تماشا دارد . رسيدن آنجا به تحريك عارضين دمار از روزگار سيف الدوله در خواهد آورد . مثل اينكه الان جنس بدهى او را مىخواهد بخرد و مقدمهء نزاع است . عصر منزل يكى از دوستان رفتم . شخص آگاهى هم حضور داشت تفصيلاتى از درب خانه و شاه مىگفت . آنچه را مىشود نوشت شرح مىدهم ، العهدة على الراوى . اخلاق ناصر الدين شاه حكايت مىكرد از شاه شهيد كه تا مرد كسى ندانست از چه خوشش مىآيد و از چه بدش . از شوخى و صحبتهاى مضحك به اعلى درجه خوشش مىآمد اما كسى جرئت